۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

دونات

پونزدهم: امشب دلم دونات می خواست با شیر کاکائو...حالا هیچکسی رو نداشتم واسم درست کنه هیچی، هیچکسی رو هم نداشتم منو ببره (آخ رو که نیست) یا با من بیاد بازم هیچی، هیچکسی رو هم نداشتم که حداقل بهم می کفت اونجا تعطیل شده!
د آخه هیچکسی رو هم نداشتم بعدش زنگ بزنم باهاش درد دل کنم!
ای بابا...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر