شايدم وصال شده و دلت و بد زده و ديگه فعلا تا اطلاع ثانوي وصال كسي مد نظر نيست يا شايد اونقدر سرت به يلدات گرم بوده كه فكر وصال و اينا از هوشت پريده بود و يا شايدم ترسيدي نيت كني و حافظ جون جدي بگيره و يه وقت خدايي نكرده وصال حاصل بشه.خدا مي دونه.ولي هر چي كه بود همچين بدم نبود
شايدم وصال شده و دلت و بد زده و ديگه فعلا تا اطلاع ثانوي وصال كسي مد نظر نيست يا شايد اونقدر سرت به يلدات گرم بوده كه فكر وصال و اينا از هوشت پريده بود و يا شايدم ترسيدي نيت كني و حافظ جون جدي بگيره و يه وقت خدايي نكرده وصال حاصل بشه.خدا مي دونه.ولي هر چي كه بود همچين بدم نبود
پاسخ دادنحذف